۱. یک مدت مدیدیه که دارم راجع به این موضوع فکر میکنم که آیا این نوع زبان فارسیای که عمدتا در وبلاگها استفاده میشه داره به زبان فارسی صدمه میزنه یا خیر. منظورم وارد کردن زبان محاورهای و لهجهی تهرانی در نوشتاره. مثل همین نوشته خودم. به نظرم چندتا ایراد به این کار وارده:
۲. دومین مساله در مورد این دوستانیه که اومدن این ور آب. بعضی از بچههای ایرانی که همگی تحصیلات خیلی بالایی هم دارند، اصلا حاضر نیستند به خودشون کوچکترین زحمتی بدهند که یک مقدار لهجهاشون رو درست کنند. طبیعیه که ما که در سن بالای ۲۰-۲۵ سال اومدیم، دیگه خیلی سخت میتونیم لهجهی آمریکایی داشته باشیم، ولی حداقل میشه یک مقدار تلاش کرد طوری حرف بزنیم که بقیه هم بفهمند! این رو میگم چون بعضا دیدم بچههایی رو که عمدا دوست ندارند کوچکترین تغییری در لهجهاشون بدن و من خیلی وقتها احساس میکنم که طرف فکر میکنه «افت داره واسه جاهل که با لهجهی فرنگی حرف بزنه»!!
یکی از دوستان خودم که احترام زیادی هم براش قائلم از همین دسته افراده. غیر از صحبت کردن انگلیسی با لهجهی اصیل فارسی (!)، ایشون که تو اسمش «ق» داره اصرار داره که اسمش رو با همون لهجهی فارسی تلفظ کنه و خلاصه هر وقت خودش رو معرفی میکنه یک چند دقیقهای هم باید با طرف چک و چونه بزنه که بالاخره چی صداش کنند! خوب عزیز من حالا شما اون «ق» رو اگر «گ» تلفظ کنی هیچی ازت کم نمیشه به خدا! ایشون ۴ ساله که تو آمریکا زندگی کرده و حالا خدا میدونه چند سال دیگه زندگی خواهد کرد و چند هزار بار دیگه باید اسمش رو برای مردم اسپل کنه. واقعا بعضیها پشتکارشون خیلی خوبه!!
- همهی وبلاگ نویسهای ایرانی یا با زبان فارسی کتابی مینویسند، یا با زبان فارسی محاورهای و با لهجهی تهرانی. اگر بقیه لهجهها هم در نوشتارها وارد میشد باز یک مقدار از بدی موضوع رو کم میکرد، ولی الان احساس میکنم که انگار لهجهی تهرانی داره خودش رو به تمام لهجههای دیگه تحمیل و بیرحمانه همه رو نابود میکنه. از بین رفتن لهجهها و گویشهای محلی یک ضربهی بزرگ فرهنگیه.
- خواندن مطالب رو بعضی وقتها سخت میکنه. سخت بودنش برای خود ما خیلی مهم نیست، ولی همون یک در یک میلیون آدمی که ممکنه برن و زبان فارسی رو به عنوان زبان دوم یاد بگیرند هم نمیتونند وبلاگهای ما رو بخونند. حتی فکر میکنم بسیاری از فارسی زبانهایی که با لهجه تهرانی آشنایی ندارند هم با خوندن وبلاگهای ما مشکل داشته باشند.
زبان محاورهای ما در حال حاضر فاصلهی زیادی با زبان اصلی فارسی داره و صحبت کردن و درک گفتگوهای فارسی با لهجهی تهرانی رو برای کسی که زبان فارسی رو به عنوان زبان دوم یاد گرفته خیلی مشکل میکنه و همه رو از این زبان فراری میده. فراگیر بودن زبان یک مسالهی بسیار بسیار مهمه، تا جایی که این مساله به یکی از مسایل امنیت ملی آمریکا تبدیل شده و آمریکا از این موضوع به شدت نگرانه که ممکنه تا یک قرن دیگه زبان انگلیسی دیگه زبان بینالمللی نباشه.
۲. دومین مساله در مورد این دوستانیه که اومدن این ور آب. بعضی از بچههای ایرانی که همگی تحصیلات خیلی بالایی هم دارند، اصلا حاضر نیستند به خودشون کوچکترین زحمتی بدهند که یک مقدار لهجهاشون رو درست کنند. طبیعیه که ما که در سن بالای ۲۰-۲۵ سال اومدیم، دیگه خیلی سخت میتونیم لهجهی آمریکایی داشته باشیم، ولی حداقل میشه یک مقدار تلاش کرد طوری حرف بزنیم که بقیه هم بفهمند! این رو میگم چون بعضا دیدم بچههایی رو که عمدا دوست ندارند کوچکترین تغییری در لهجهاشون بدن و من خیلی وقتها احساس میکنم که طرف فکر میکنه «افت داره واسه جاهل که با لهجهی فرنگی حرف بزنه»!!
یکی از دوستان خودم که احترام زیادی هم براش قائلم از همین دسته افراده. غیر از صحبت کردن انگلیسی با لهجهی اصیل فارسی (!)، ایشون که تو اسمش «ق» داره اصرار داره که اسمش رو با همون لهجهی فارسی تلفظ کنه و خلاصه هر وقت خودش رو معرفی میکنه یک چند دقیقهای هم باید با طرف چک و چونه بزنه که بالاخره چی صداش کنند! خوب عزیز من حالا شما اون «ق» رو اگر «گ» تلفظ کنی هیچی ازت کم نمیشه به خدا! ایشون ۴ ساله که تو آمریکا زندگی کرده و حالا خدا میدونه چند سال دیگه زندگی خواهد کرد و چند هزار بار دیگه باید اسمش رو برای مردم اسپل کنه. واقعا بعضیها پشتکارشون خیلی خوبه!!
۵ نظر:
لوبیا با هر دو بخش حرفت موافقه. ولی نوشتن در یک فضای خودمونی یه جورایی با زبون رسمی انگار جور در نمیاد. از اون طرف هم داریم با دست خودمون زبونمون رو به باد فنا می دیم. بیشترین چیزی که برای لوبیا تردید ایجاد می کنه مخصوصا همین تلفیق "است" با فعل به صورت "ه" هست.
من محاوره ای مینویسم چون به گوشم خوشتر میاد. ولی سایر قوانین دستورزبان را سعی میکنم رعایت کنم. مثل "را" را سر جاش بذارم. کاما بذارم. فعل های دو بخشی را درست به کار ببرم (اشتباه نشکنمشون). و از این جور چیزا.
مهمترین چیز برام اینه که از توانایی زبان برای واضح سخن گفتن تمام استفاده را کرده باشم. هرچند خیلی کارم توش خوب نیست ولی تلاشم را میکنم. دقت کردم که بسیاری از انگلیسی زبانها در واضح سخن گفتن خیلی جلوتر از بسیاری از ما هستن. شاید زبانشون توانا تره.
سلام.
به نظرم خیلی از زبان های خارجی - که البته انگلیسی جزئشان نیست- همین فاصله میان مجاوره و زبان دستوری را دارند، و همه جای دنیا به اندازه ی اینجا گویش ها و لهجه های متفاوت بر زبان واحدی وجود دارد.
شخصاً با احترام بسیار زیادی که برای کلام و واژه قائلم، معتقدم نباید جلوی پویایی زبان را گرفت. همین فارسی اصیل حالا هم محصول دگردیسی های بی شمار در طول تاریخ است. پافشاری روی اینکه زبان را از جهت گیری هایش حفظ کنیم و گویش ها را همانگونه که هستند نگه داریم، نه ممکن است و نه به نفع پویایی زبان.
ترانه جان
باهات موافقم و دلیلی که در ابتدای پستم هم نوشتم که نمیدونم این تغییر زبان داره به فارسی لطمه میزنه یا خیر، هم همینه. اما از بین رفتن لهجهها و گویشهای دیگه به هر حال اتفاق خوشایندی نیست.
در وبلاگ داریوش آشوری ( که نیازی به یاد آوری دانشش در زمینه زبان شناسی و خص.صا زبان فارسی نیست ) چیزی در همین زمینه مطرح کرده بود. عنوانش ساده و روشن بنویسم است. خواندنش خالی از فایده نیست.
ارسال یک نظر